Alternate Text
۱۳۹۹/۰۸/۲۸    ۹:۳۶ کد خبر:990828079011
دریانوردی که تاریخ‌نگار شد
شناخت‌نامۀ کتاب الفوائد ابن ماجد نجدی (اثری جامع در دانش و اصول دریانوردی)؛

دریانوردی که تاریخ‌نگار شد

کتاب الفوائد ابن‌ماجد نجدی که عنوان کامل آن:‌ «کتاب الفوائد فی اصول علم البحر و القواعد»، است.

 دکتر نادر کریمیان سردشتی-استادیار پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری
 
 
 
یکی از برجسته‌ترین کتاب‌های مرجع علوم دریانوردی است که در تاریخ ادبیات این دانش، کتابی جامع‌تر و غنی‌تر از آن تا زمان مؤلف تألیف نشده بود و ابن‌ماجد تمام مسائل نظری و عملی دریانوردی را بر پایۀ آثار و تألیفات گذشتگان و تجربیات شخصی گزارش کرده است. کتاب مشتمل بر 12 فصل است که ابن‌ماجد هر یک از فصول را «الفائده» نامیده است. تاریخ نگارش کتاب را بین سال‌های 880 تا 895 هجری قمری (1475- 1490 م) ثبت کرده‌اند. موضوع اصلی کتاب طبق عنوان و محتوای آن، اصول، قواعد، دستورالعمل و قوانین دانش دریانوردی است که با تسلط مؤلف بر علوم ستاره‌شناسی، هواشناسی، جغرافیا و دانش حرفه‌ای در زمینۀ کشتی‌ها، قایق‌ها، دریاها و خطوط ساحلی، توانست «تئوری پیشرفتۀ دریانوردی» را تدوین، تألیف و ارائه کند و به حق می‌توان وی را پدر علم دریانوردی به‌شمار آورد. اثر ابن‌ماجد جامع و فراگیر است و تمام مباحث اصلی دریانوردی را در کتاب تبیین و تشریح کرده است. در این جستار علاوه بر شرح و توضیح محتوایی الفوائد، به ارزش و اهمیت این اثر در تاریخ دریانوردی تأکید شده و شمه‌ای از آثار علمی مؤلف نیز معرفی شده است.
بزرگ‌ترین دریانورد زمان
شهاب‌الدین احمدبن ماجدبن محمودبن عمربن دُوَیک‌بن یوسف‌بن حسن‌بن حسین ابی معلَق سعدی‌بن ابی الرّکاعب نجدی، از لحاظ نسب، از نیای عرب قیس عیلان بود. خانواده‌اش که در اصل، در نجد سکونت داشتند، به عمّان مهاجرت کردند، ابن ماجد حدود 30 سال آخر قرن نهم هـ. ق/ 7-1432م. در جلفار به دنیا آمد. او بعد از 906هـ.ق/ 1500م. در اوایل قرن دهم هـ.ق/ شانزدهم م. فوت کرد.
احمدبن ماجد بزرگ‌ترین دریانورد زمان خود و یکی از بزرگ‌ترین دریانوردان همۀ زمان‌ها بود. او به یک خانوادۀ سرشناس دریانورد تعلق داشت و پدرش، ماجد، با عنوان معلم‌البرّین (دریانورد دو خط ساحلی آسیا و آفریقا) معروف بود. ابن‌ماجد کودکی زیرک بود و خوب تعلیم دید. او در ادبیات عرب نیز، مهارت داشت. معلم او، پدر دریانوردش بود و در دریانوردی، او را هدایت می‌کرد. به دلیل این شرایط، ابن‌ماجد در تئوری و عمل دریانوردی بر همۀ پیشینیانش برتری داشت. او مردی بسیار مذهبی بود و هنگام خطر، از دریانوردها می‌خواست که آیه‌های خاصی از قرآن را که او فهرست کرده بود، قرائت کنند. این دانشمند، از خرافه‌ها بیزار بود و نمی‌گذاشت ملوان‌ها دربارۀ ستارگان و سیاره‌ها نظرهای غیرعلمی داشته باشند. (بلاچ، 1383ش: 223؛ حورانی؛ 1338ش؛ 148- 149؛ کریمیان سردشتی، 1381ش: 149 150)
زندگی‌نامه و شناخت‌نامۀ ابن‌ماجد
ابن‌ماجد، دریانورد مشهور عرب در سدۀ 9ق/ 15م. نام کامل او شهاب‌الدنیاوالدین احمدبن ماجدبن محمدبن عمرو‌بن فضل‌بن دویک‌بن یوسف‌بن حسن‌بن حسین‌بن ابی معلق السعدی‌بن ابی الرکائب الجندی است (شوموفسکی، «سه راه‌نامه»: 80؛ رضا، 1377ش: 548). در نوشته‌ها او را شهاب‌الدین احمدبن ماجد السعدی النجدی، شیخ ماجد و ابن ابی الرکائب نیز نامیده‌اند. از عنوان سعدی نجدی چنین برمی‌آید که او را منسوب به نجد دانسته‌اند. حال آن‌که به نوشتۀ کراچکوفسکی، عضو فرهنگستان شوروی، وی در جلفار بر کرانه‌ای عربی از خلیج عُمّان پا به عرصۀ وجود نهاد («ادب جغرافیایی عرب»: 560؛ ترجمۀ فارسی، 1384ش: 449- 452).
او در اثر مشهور خود با عنوان "الفوائد فی اصول علم البحر و القواعد" از سه معلم بزرگ دریانوردی عهد عباسیان: محمدبن شاذان، سهل‌بن ابان و لیث‌بن کهلان نیز با احترام یاد کرده و آنان را اسلاف خود نامیده و از علم و تألیفاتشان ضمن انتقاد سخن گفته است. متأسفانه از آثار این سه دریانورد چیزی برجا نمانده است، ولی از نوشته‌های ابن‌ماجد چنین برمی‌آید که تألیفات آنان تا سدۀ 9ق/ 15م موجود بوده و مؤلف گرچه آنها را به دیدۀ انتقاد می‌نگریسته، ولی از آنها بهرۀ فراوان برده است. ابن‌ماجد خود را چهارمین استاد و برتر از آن سه دانسته و در این‌باره چنین آورده است: «علم و تألیفاتشان را با نوشته‌های خود گرامی داریم و قدرشناسیم و گوییم که من چهارمین آن سه تن هستم و چه‌بسا یک برگ از اکتشافات ما در علم دریانوردی به رسایی، درستی، فایده، هدایت و دلالت از اکثر تألیفات آنان برتر است... آنان اهل نگارش بودند، نه اهل تجربه. من کسی را جز خود برای احراز مقام چهارمین نمی‌شناسم. از این‌رو آنان را عزیز می‌دارم که تنها حق تقدم داشتند. پس از مرگ من زمانی فراخواهد رسید و مردانی خواهند آمد که پایگاه هر یک از ما را معلوم و مشخص خواهند کرد... چون آثارشان را خواندم، دیدم که ضعیف، بی‌نظم، تنقیح نیافته و نادرست‌اند. از این‌رو مطالب درست آنان را منقح و تهذیب کردم و اکتشافات مدلل گشتۀ خویش را، سال‌به‌سال بر ارجوزه‌ها و قصیده‌ها افزودم» (فران، «عناصر ایرانی در متون دریانوردی عرب»: 197). از نوشتۀ ابن‌ماجد دو نکته معلوم می‌شود: نخست آن‌که چنان‌که گفته شد. سه دریانورد عهد عباسیان دارای تألیفاتی بوده‌اند که تا سدۀ 9ق موجود بوده و ابن‌ماجد آنها را مورد مطالعه و بررسی قرار داده بوده است. دیگر آن‌که وی آثار خود را نه تنها به نثر، بلکه به گونه‌ای منظوم نیز ارائه می‌کرد. پدرش ماجد شعر می‌گفت و تجارب دریانوردی خود را در ارجوزه مفصلی با عنوان الارجوزة الحجازیه فراهم آورده بود که بیش از 1000 بیت داشت و در باب کشتیرانی در کرانه‌های دریای سرخ بود (فران، همان: 205، به نقل از ابن‌ماجد). ابن‌ماجد بر پایۀ تجارب خویش مطالب نادرست مندرج در ارجوزه پدر را اصلاح و تکمیل کرد (کراچکوفسکی، همان: 560)، ولی با خودستایی، خویشتن را «شاعر دو قبیلۀ مکه و بیت‌المقدس (ناظم القبلتین)، حاجّ الحرمین الشریفین، از نسب شیران، معلم عرب، چهارمین پس از سه و شیر چهارم» نامید (همان: 561؛ فران، «درآمدی بر ستاره‌شناسی»: 224). به روزگار او دریانوردان، صخره‌ای را که بر کرانۀ شرقی دریای سرخ نزدیک جزیرۀ مَرْما قرار داشت، به یکدیگر می‌نمودند و آن را «صخرۀ ماجد» می‌نامیدند، زیرا پدرش کشتی خویش را بدان صخره می‌برد و در آن‌جا توقف می‌کرد. ماجد عنوان ناخدای دو کرانۀ دریای سرخ «ربان البّرین» داشت (فران، «عناصر ایرانی»: 205). ابن‌ماجد نقل کرده است که در 890ق/ 1585م هنگام دریانوردی بر دریای سرخ نزدیک کرانۀ غربی از خطر رهایی یافت، چون وصیت پدر را به کار بسته بود. پدرش بر خلاف دیگر ناخدایان مدعی بود که میان جزایر اسما و مسند (در جنوب مدار 17 درجه) گذرگاهی وجود ندارد. (کراچکوفسکی، همان: 560؛ رضا، 1377ش: 549)
نام احمدبن ماجد با انتشار کتاب «جغرافیای دریانوردی» تألیف سیدی علی رئیس (دریاسالار تُرک) از آغاز سدۀ 19م به محافل علمی اروپا راه یافت. ولی کشف متون عربی تألیفات او تا 1912م به تأخیر افتاد. (کراچکوفسکی، همان: 755)
پژوهش و تحقیق دربارۀ آثار ابن‌ماجد در درجۀ نخست مرهون کوشش‌های فران دانشمند فرانسوی است. وی پیرامون دو دریانورد بزرگ، ابن‌ماجد و سلیمان مهری مطالبی به رشتۀ تحریر کشید که در آثار متعدد او از جمله اثر دو جلدی «بررسی‌هایی پیرامون جغرافیای عربی و اسلامی»، کتاب «سفرنامه‌ها و متون جغرافیای عربی، فارسی و ترکی دربارۀ خاور دور از سدۀ 8 تا 18» [میلادی]، کتاب «درآمدی بر ستاره‌شناسی دریانوردی عرب» و دیگر آثار او منکعس است. به نوشتۀ کراچکوفسکی کشفیات فران به آسانی صورت نپذیرفت. به‌ویژه تعیین شخصیت ابن‌ماجد نیازمند تحقیقات بغرنج و جالبی بود که تنها با مقایسۀ مأخذ پرتغالی، عربی و ترکی میسر گردید (همان: 555؛ ترجمۀ فارسی کراچکفسکی: 1384ش: 448- 449). کشف آثار ابن‌ماجد با حادثه‌ای آغاز گردید که تا اندازه‌ای درخور توجه است. گودفروا دمونبین، عرب‌شناس مشهور فرانسوی که همکار فران بود، ضمن مطالعه در کتاب‌خانۀ ملی پاریس دو نسخۀ خطی به دست آورد که شامل تألیفات ابن‌ماجد و سلیمان مهری بود (فران، «سفرنامه‌ها»: 485، حاشیۀ 2؛ همو، «درآمدی بر ستاره‌شناسی»، 255، حاشیه1). کشف این دو نسخۀ خطی که در آغاز منحصربه‌فرد می‌نمود، به‌تدریج مایۀ کشف نسخه‌های دیگر و مطالبی همانند آن شد. در اوایل دهۀ سوم سدۀ 20م نسخۀ خطی موجود در دمشق شناخته شد که نظر فران را به خود معطوف داشت (همان: 199-200). بعد معلوم شد که نسخۀ خطی دیگری در جده هست. متعاقب آن تألیفات دیگری از ابن‌ماجد در موصل و مؤسسۀ مطالعات شرقی لنینگراد به دست آمد که در مجموعۀ پاریس وجود نداشت (کراچکوفسکی، همان: 558؛ ترجمۀ فارسی: 448- 449). متأسفانه اجل به فران مهلت نداد تا کشفیات اخیر را مورد بررسی قرار دهد. با این وصف باید افزود که حاصل کار وی تحقیقات مبسوطی است که در «دائرة‌المعارف اسلام» و نیز در کتاب «درآمدی بر ستاره‌شناسی دریانوردی عرب» آمده است. این کتاب نخستین بار در 1928م در پاریس انتشار یافت. نسخۀ خطی پاریس که برگرفته از متن اولیه است، تاریخ 984ق/ 1576م دارد. نسخۀ دمشق در 1001ق/ 1592م نوشته شده است (کراچکوفسکی، همان: 561). نسخۀ خطی پاریس در 181 برگ و شامل 19 رسالۀ بحری است که به سفرهای دریایی ابن‌ماجد در دریای سرخ، خلیج‌فارس و اقیانوس‌هند اختصاص یافته و به صورت منظوم به‌ویژه «ارجوزه» است. تاریخ رساله‌های این نسخۀ خطی که با شمارۀ 2292 در کتاب‌خانۀ ملی پاریس به ثبت رسیده، سال 866ق/ 1461- 1462م تا سال 900ق/ 1494م است (شوموفسکی، «سه راه‌نامه»: 64؛ رضا، 1377ش: 551- 552)
ابن‌ماجد از آثار و مآخذ دریانوردی و ستاره‌شناسی اطلاعات وسیعی داشت. او در ضمن از قریحۀ شعر و ادب نیز برخوردار بود. از نام‌های مآخذ و منابعی که در نوشته‌های وی آمده است، به این نکته می‌توان پی برد. ابن‌ماجد در نوشته‌های خود دربارۀ ستاره‌شناسی، دریانوردی و علم جغرافیا از کارهای خواجه‌نصیرالدین‌طوسی دربارۀ منازل قمر و کواکب یاد کرده و بر او رحمت فرستاده است (شوموفسکی، «سه راه‌نامه»: 82). وی در ضمن از دانشمندانی چون عبدالرحمن‌بن عمر صوفی منجم مؤلف کتاب التصاویر، ابوالفداء جغرافی‌نگار و مؤلف تقویم البلدان، بطلمیوس مؤلف المجسطی، ابوحنیفه دینوری، ابن‌حوقل، ابوهلال عسکری مؤلّف جمهرةالامثال، یاقوت حموی، فردوسی و نیز از زیج‌الغ‌بیگ یاد کرده است (همان: 84). در زمینۀ شعر و ادب از کسانی چون امرؤ القیس کندی، مهلهل‌بن ربیعه، عنترة‌بن شداد، عمربن ابو ربیعه مخزومی، ابوالحسن ابن‌هانی (ابونواس) و عبدالله‌بن معتز نام برده است (همان‌جا). وی با نظر انتقادی به آثار گذشتگان می‌نگریست و نوشته‌های آنان را با تجارب شخصی خود درمی‌آمیخت. (رضا، 1377ش: 553؛ کریمیان سردشتی، 1381ش: 149- 154؛ حورانی، 1338ش: 113، 117، 148- 150)
ابن‌ماجد آثار متعددی نوشته که تاکنون 40 اثر از مصنفات وی شناخته شده است. وی اغلب آثار خود را در قالب نظم بیان کرده است. کراچکوفسکی بر این عقیده بود که روش مذکور از قدیم وجود داشته تا به خاطر سپردن مطالب آسان‌تر باشد (کراچکوفسکی، «ادب جغرافیایی عرب»: 561؛ ترجمۀ فارسی، 1384ش: 451). مصنفات وی اغلب به صورت ارجوزه است، ولی اشعار او همیشه در بحر رجز نیست. هریک از این اراجیز به تفاوت، 20 تا 300 بیت است و دربارۀ راه‌های دریایی معین و از مسائل تخصصی و دانش ستاره‌شناسی دریانوردی گفت‌وگو دارند و در نوع خود راهنمای دریایی محسوب می‌شوند. (فران، «درآمدی بر ستاره‌شناسی»: 208 و 218؛ رضا، 1377ش: 553)
 
شناخت‌نامۀ کتاب الفوائد
ابن‌ماجد نویسنده‌ای خستگی‌ناپذیر بود و حدود چهل اثر کوچک و بزرگ که اغلب به صورت نظم است، نوشت. یکی از آثار او که در زمینۀ تعیین قبله است، تا 296 بیت دارد و در سال 893هـ.ق/ 1488م. سروده شد. حاویه و الفوائد، از مشهورترین آثار اوست. حاویه یک قصیدۀ طولانی و دارای 1082 بیت شعر است. عنوان کامل آن، حاویة‌الاختصار فی اصول علم البحار است؛ یعنی یک گزارش خلاصه در زمینۀ اصول علم اقیانوس‌ها. او این کتاب را در سال 866هـ.ق/ 1462م. سرود و بر طبق یک نظر «اولین تلاش ابن‌ماجد را در یک نمودار تئوری دریانوردی کامل ارائه می‌کند». (بلاچ، 1383ش: 224)
کتاب الفوائد فی اصول علم البحر و القواعد. این کتاب به نثر است و در میان آثار وی در درجۀ نخست اهمیت قرار دارد. فران آن را معتبرترین و مهم‌ترین اثر وی نامیده است (همان: 219- 220). تاریخ نگارش این کتاب را 895 ق/ 1490م نوشته‌اند (شوموفسکی، «سه راه‌نامه»: 77). کراچکوفسکی تاریخ تدوین آن را متغیر دانسته و بر آن است که مؤلف چندبار متن کتاب را اصلاح کرده و مطالبی بر آن افزوده است. از این‌رو وی با اتکا به نظر فران و نیز با اتکا به نظر تشنر از سه متن مختلف کتاب یاد کرده که در 880 ق/ 1475م، 882ق/ 1478م و 895ق/ 1489م نوشته شده است (همان: 561). ابن‌ماجد در این کتاب از مسائل نظری و علمی دریانوردی بر پایۀ نوشته‌های گذشتگان و تجارب شخصی مطالبی آورده است. منطقۀ مورد بحث او شامل دریای سرخ، خلیج‌فارس، اقیانوس‌هند و جزایر هند و چین است. ابن‌ماجد از نمودارها و نقشه‌ها استفاده کرد و ابزار دریانوردی را توسعه داد. او با اظهار‌نظر فنی در دانش و به کارگیری قطب‌نما، سوزن (المغناطیس) را بر قاب تنظیم کرد و مدل قبلی قطب‌نما را بهبود بخشید. ابزار وی نسبت به دنیای دریانوردی معاصرش، پیشرفته‌تر و دقیق‌تر بود. او در کتاب الفوائد ذکر کرده است: ابزاری به پرتغالی‌ها نشان داده بود که قبل از آن ندیده بودند. در گزارش پرتغالی‌ها، از ابن‌ماجد به عنوان معلم کَنَکا، یعنی معلم دریانوردی یاد شده است. او مسئول هدایت و نشان دادن راه هند به پرتغالی‌ها بود. چنان‌چه تاریخ‌نویس، قطب‌الدین اَنهَلواری (در اصل، انهالوارا از پَتَن گُجرات بود، بعدها در مکه ساکن شد و در سال 900 هـ.ق/ 1582م. در آن‌جا فوت کرد)، در کتابش، البرق الیمانی فی الفتح العثمانی، ضبط کرده است: ابن‌ماجد به رئیس فرانک‌ها آموخت که نزدیک ساحل ملیندی (خط ساحل آفریقایی) کشتیرانی نکند، بلکه در سراسر اقیانوس، مستقیم (به سوی جنوب) کشتیرانی کند و سپس (به چپ؟) بپیچد تا از امواج قوی در امان باشد و به سوی خط ساحل هند، امن‌وامان سفر کند. (بلاچ، 1383ش: 223- 224). این کتاب مشتمل بر 12 فصل است که نگارنده هر یک از فصول را «فائده» نامیده است.
کتاب الفوائد فی اصول البحر و القواعد (کتاب دستورالعمل‌ها در زمینۀ اصول دریانوردی و قوانین) به عنوان «خلاصۀ دانش مشهور دریانوردی عملی و نظری» تخمین زده شده است. با این دانش وسیع، تاریخ دریانوردی که به پنج قرن قبل از او برمی‌گردد و با مطالعه در زمینۀ ستاره‌شناسی، علم هواشناسی، جغرافیا و دانش حرفه‌ای کاملی از انواع قایق‌ها و کشتی‌های مختلف، دریاها و خطوط ساحلی، او یک تئوری پیشرفتۀ دریانوردی را تدوین کرد و واقعاً «پدر علم دریانوردی» شد.
الفوائد، اثری جامع است که به دوازده فایده (موضوع‌های تخصصی دریانوردی) تقسیم شده و هر فصل، به یک فایده پرداخته است. محتوای آنها را می‌توان به‌طور خلاصه چنین بیان کرد:
فایدۀ اول: اهمیت علم دریانوردی و مقدمۀ نویسنده؛ نخست از پیدایش دریانوردی مطالبی آمده است که تا اندازه‌ای افسانه‌آمیز به نظر می‌رسد. ضمناً در این فصل دربارۀ سوزن مغناطیس و عقربۀ قطب‌نما بحث شده است.
فایدۀ دوم: شایستگی‌های لازم برای ناخدا (معلم)؛ مربوط به مشخصات معلمان واقعی، وظایف و حدود دانش و آگاهی آنهاست.
فایدۀ سوم: منازل قمری؛ دربارۀ تعیین منازل قمر است.
فایدۀ چهارم: 32 قطعه قطب‌نمای دریانوردی در مرز؛ مربوط به اَخنان (خانه‌های) سی و دوگانۀ قطب‌نما و بادنماست که همراه با شرح و تفصیل است. جا دارد گفته شود که هنوز این طریقه در بعضی نواحی متداول است و دریانوردان محلی دریای سرخ تقسیمات رایج در قطب‌نماهای اروپایی را به‌کار نمی‌بندند، بلکه آن را به 32 خانه بخش می‌کنند که با طلوع و غروب ستاره‌های معین ارتباط دارد و از روی اخنان معلوم می‌شود (کراچکوفسکی، همان: 561؛ ترجمۀ فارسی: 450).
فایدۀ پنجم: اطلاعات کلی متفرقه (گروه‌های ستاره‌شناس و فهرست کتب آثار کهن که برای دریانورد مفید است)؛ از جغرافی‌نگاران و منجمان پیشین بحث می‌کند.
فایدۀ ششم: انواع مختلف راه‌های دریایی و اهمیت نسبی آنها در علم دریانوردی؛ مربوط به راه‌های دریایی است.
فایدۀ هفتم: اندازه‌گیری و رصدهای نجومی حاوی ملاحظاتی دربارۀ رصدهای نجومی است که غالباً از قیاس فاصله میان ستارۀ قطبی (جدی یا «الجاه» معرب‌گاه) (فران، «عناصر ایرانی»: 218) با دو ستارۀ دب اصغر (الفرقدان) و یک ستارۀ دل اکبر (العنش) است (همو، «آموزش‌های دریایی سلیمان مهری»: 303). این ستارگان هم‌اکنون نیز از دیدگاه دریانوردان واجد اهمیت بسیارند (کراچکوفسکی، همان: 562؛ ترجمۀ فارسی: 450). در مؤلفات ابن‌ماجد تعیین مدارات با درجه معلوم نمی‌شود، بلکه به وسیلۀ عاملی صورت می‌پذیرد که در اصطلاح وی «اصبع» یا انگشت نامیده می‌شود. شاید این اصطلاح روش ابتدایی رصدگیران قدیم باشد که معادل یک درجه و 37 دقیقه است. این روش متعلق به اسطرلاب‌هایی است که نه با درجه، بلکه به مقیاس انگشت تقسیم شده‌اند. اصل این روش معلوم نیست و فران نیز نتوانست وجود آن را نزد یونانیان، ایرانیان، مردم چین، هند و اندونزی تعقیب کند (همان‌جا). ابن‌ماجد تنها جغرافی‌شناس عرب است که خط استوا و نصف‌النهار را بر پایۀ مکتب بطلمیوس به 360 درجه تقسیم نکرده، بلکه آن را به چیزی معادل 224 انگشت بخش نموده است که از دو طریق به‌دست می‌آید. یکی آن‌که هر خانۀ بادنما هفت انگشت است و دیگر آن‌که هر یک از منازل بیست و هشتگانۀ قمر هشت انگشت است و در هر دو حال نتیجه چنین می‌شود که انگشت معادل یک درجه و 37 دقیقه است (همان‌جا).
فایدۀ هشتم: در دو گفتار اصلی 1) اشاره‌ها و نشانه‌ها، تشخیص علائمی که منطقۀ وسیعی از زمین را نشان می‌دهد و خط ساحل غربی هند 2) سیاست و مدیریت کشتی و تأمین رفاه ساکنان توسط دریانورد؛ دربارۀ علامات نزدیک شدن خشکی، ناوبری، فرماندهی کشتی و هدایت آن به بنادر گجرات (در نقشه ابن‌ماجد «جوزرات») است که ظاهراً در فعالیت دریانوردی وی از اهیمت فراوان برخوردار بوده است (همان‌جا؛ فران،«درآمدی بر ستاره‌شناسی»: (202)
فایدۀ نهم: خطوط ساحلی دنیا؛ مطالب دربارۀ سواحل است و از رأس‌الحد در جزیرة العرب آغاز می‌شود. در این فصل از سه گروه معلمان نیز یاد شده است (همان‌جا).
فایدۀ دهم: جزایر مهم؛ حاوی شرحی دربارۀ 10 جزیرۀ بزرگ است که عبارتند از: شبه‌جزیرۀ عربستان یا «جزیرة العرب»، جزیرة القمر (ماداگاسکار)، شمطره (سوماترا)، جاوه، الغور که شوموفسکی و کراچکوفسکی آن را همان جزیرۀ تایوان یا قرمز نوشته‌اند (همو، «سه راه‌نامه»: 77؛ کراچکوفسکی، همان: 5620)، سیلان یا سراندیب که در متن نسخۀ خطی‌گاه «سراندید» آمده است (شوموفسکی، «جزایر بزرگ»: 175)، زنگبار (در نقشۀ زنجبار)، بحرین، سقطره (سقطری) و ابن گاوان (فران، «درآمدی بر ستاره‌شناسی»: 202). شوموفسکی جزیرۀ ابن‌گاوان را «ابن جوان» نوشته است («سه‌ راه‌نامه»: همان‌جا).
فایدۀ یازدهم: موسم بارندگی و دریانوردی؛ مربوط است به بادهای موسمی و دریانوردی.
فایدۀ دوازدهم: توصیف دریای سرخ. (بلاچ، 1383ش: 224- 225). شرحی است دربارۀ دریای سرخ (بحر قلزم العرب) و جزایر آن و نیز صخره‌های زیر آب. (کراچکوفسکی، 1384ش: 450)

 

نظرات کاربران
نظر شما ؟
نام
 
آدرس صندوق الکترونیکی
   
نظرات کاربران