Alternate Text
۱۳۹۹/۰۸/۲۸    ۹:۲۵ کد خبر:990828079010
گذرگاه راهبردی ایران و جهان
دریای مکران در کانون نگرش منطقه‌ای و بین‌المللی؛

گذرگاه راهبردی ایران و جهان

جنوب خاور ایران از روزگاران باستان مکران نامیده شده و امروز نیز بدین نام سرشناس است. از هزاران سال پیش مکران به گونه‌های مختلف در آثار تاریخی و جغرافیایی ایران‌زمین و دیگر کشورها ثبت و نگه‌داری شده است. این نام، بیانگر هویت و هستی تاریخی این منطقه و ریشه‌ای است که در دل فلات ایران تنیده شده است.
 دکتر ایرج افشار سیستانی-پژوهشگر و ایران شناس
 
 
 
 
کرانه‌های ایرانی دریای مکران عبارتند از: کرانه‌های ناحیۀ بیابان، که کرانه‌های شمال خاوری رأس‌الخلیج را شکل داده و از دلتای رود میناب به درازای 140 کیلومتر تا رأی « ال‌کوه» و از آن‌جا به درازای حدود 48 کیلومتر تا بندر جاسک کشیده شده‌اند. دودیگر کرانه‌های منطقۀ مکران است، که از جاسک تا بندر گواتر به درازای 390 کیلومتر در راستای خاور و جنوب خاوری درازا دارد. کرانه‌های مکران و آب‌های جنوب آن، از 3000 سال پیش از میلاد، به ‌عنوان راه پیوندی و پهنۀ تلاش و مبارزۀ مردم روزگار باستان، وارد تاریخ‌نگاری شده و سده‌ها از بندرها و جزیره‌های منطقه برای اسکان و کشتیرانی و فرمان‌روایی بر کرانۀ دریای مکران و بازرگانی با هند باختری و درۀ نیل بهره‌گیری می‌کردند.
منطقۀ ژئوپولیتیک مکران و کرانه‌های آن در مرکز خاورمیانه قرار گرفته و پدیدۀ سومین دورۀ زمین‌شناسی با میلیون‌ها سال دیرینگی است و در ادبیات سیاسی و اقتصادی و نظامی جهان جایگاه ویژه‌ای را از آن خود ساخته است.
این منطقه، با دارا بودن توانایی‌های ژئوپولیتیک بسیار، چون اقتصادی، امنیتی، دسترسی، بستگی‌های منطقه‌ای و جهانی دارای کارکردهای تولیدکنندۀ توان در کشور است.
منطقۀ مکران و کرانه‌های آن در جغرافیای جهان نه تنها حساس‌ترین منطقه به‌شمار می‌رود و جغرافیای استراتژیک آن جنبه‌های گوناگونی دارد، بلکه به انگیزه‌های گوناگونی در کانون نگرش منطقه‌ای و بین‌المللی قرار گرفته است. حساسیت این منطقه باری شرق و غرب به‌ویژه پس از پیروزی انقلاب‌اسلامی‌ایران، انگیزۀ کوششی برای حضور کشورهای بزرگ شده است که برخورد کین آمیز را شدنی می‌سازد.
منطقه و دریای مکران به ‌عنوان یکی از پنج حوزۀ استراتژیک آبی جهان، زیرگروهی از حوزۀ استراتژیک اقیانوس هند است و همه‌روزه گواه گذاشتن میلیون‌ها بشکۀ نفت است. این ویژگی به ایران، برترین نگرش و به جا آوردن نقش پایدار، بر یکی از ارزشمندترین گذرگاه‌های جهان را بخشیده است. کشورهای منطقه، منطقه‌ای و جهانی، سعی در پایدار کردن جایگاه خود در همگرایی با ایران، به ‌عنوان توان برتر منطقه برآمده و در الگوهای ژئوپولیتیک خود دادوستد با ایران را در دستور کار پیوندهای منطقه‌ای و جهانی قرار داده‌اند.
بنابراین، می‌توان گفت دریای مکران از دیدگاه استراتژیک، کلید حیاتی پیوندی، برای ایران و دیگر کشورهای منطقه است و کرانه‌های آن از دید برگیرندگی توانایی‌های منطقه‌ای اقتصادی، پیوندی و نظامی دارای ارزش است. منطقۀ مکران و کرانه‌های آن، در توسعۀ ایران سهم بزرگی دارد و این در حالی است که جنوب خاوری ایران با داشتن توانایی‌های امنیتی، اقتصادی، پیوندهای منطقه‌ای و جهانی دارای کارکردهای پدیدآورندۀ توان در کشور است که تاکنون مورد فراموشی قرار گرفته و در عمل از این توانمندی محیطی و فضایی- مکانی آن بهره‌برداری درخوری صورت نگرفته است.
کرانه‌های شمالی دریای مکران به انگیزۀ چیرگی بر دریای مکران و دسترسی بدون بازدارنده به آب‌های آزاد، داشتن ویژگی‌های کرانه‌ای، چیرگی بر گذرگاه آمدوشد میان دریای پارس و اقیانوس هند و تأثیر آن در فراهم کردن امنیت خلیج‌پارس، دارای ارزش دفاعی بالایی به‌ویژه در برابر تهدید قدرت‌های منطقه است.
بر پایۀ پژوهش‌های انجام شده در پیمایش پنج دهۀ گذشته توسط دانشمندان، جنوب خاور ایران از جایگاه‌های فرهنگی در حوزۀ جغرافیایی خاور فلات ایران بوده است. بنابراین نقش این منطقه در گسترش فرهنگ‌های ایرانی فراتر از نقش یک واسطۀ منطقه‌ای بوده است.
مردم منطقه و کرانه‌های مکران چه سنی و چه شیعه، از دید دین، زبان، آداب و رسوم ، هم‌سانی‌های بسیاری دارند. زبان، دین و فرهنگ، نمودارهای ارزشمند ریشه‌ای تاریخی و سرنوشت‌ساز میان آنان است.
امروزه با وجود نگرش دولت جمهوری‌اسلامی‌ایران در راستای محرومیت‌زدایی مکران، گشایش طرح‌های بزرگ عمرانی، فرهنگی و اقتصادی، استعدادهای سرزمین و فرهنگی مکران، به گونۀ کامل شناخته نشده و پاره‌ای از محرومیت‌های آنان، برجای می باشد از این‌رو در انتظار راهبردهای توسعه است.
کرانۀ دریای ایران در اقیانوس هند از دید جغرافیایی، چیره و کنترل برتری برای ورود و خروج نفتکش‌ها از خلیج‌فارس دارد این جایگاه، کرانۀ مکران را به گونه‌ای محور تضمین‌کنندۀ صدور نفت ، جلوه‌گر می‌سازد همچنین ایران می‌تواند با انتقال خط لولۀ نفتی از میدان‌های جنوب باختری به کرانۀ مکران وابستگی خود را به خلیج‌فارس کاهش دهد.
تراکم نسبی بسیار پایین جمعیت در این نوار کرانه‌ای، به‌ویژه کمتر توسعه‌یافتگی کرانه‌ای مکران، بستری درخور را برای ایجاد سازه‌های نظامی آماده می‌سازد، به بیان دیگر گسترش نظامی –دفاعی در این کرانه مبنایی برای گسترش شهرنشینی و ایجاد جاهای خدمات‌رسانی خواهد بود.
توسعۀ بخش نظامی و دفاعی در این کرانۀ دراز، به انگیزۀ تراکم پایین جمعیت، بکر بودن، دورافتادگی و پست بودن نسبت به هستۀ اصلی جمعیت کشور، نه تنها دشواری بزرگی ایجاد نمی‌کند، بلکه در توسعۀ اقتصادی- اجتماعی این نوار کرانه‌ای دارای بیشترین تأثیر خواهد بود.
کرانه‌های شهرستان‌های چابهار، کنارک و جاسک، جایگاه جغرافیایی درخوری برای ایجاد، تأسیس و نوسازی بندرهای ترانزیت کالا دارد. با گسترش خط‌های ریلی و پیوند آن به خط آهن سراسری، کرانه‌های جنوب خاوری ایران از گوشه‌گیری و پس‌ماندگی تاریخی نیز رها خواهد شد.
محور جاسک- گواتر، کریدر درخوری برای خط لولۀ صلح است. این خط لوله کار انتقال گاز طبیعی پارس‌جنوبی به شبه‌قارۀ هند را به عهده دارد. در این میان جاسک با اندازه‌ها و شاخص-های جایگزین صنعتی، کانون درخوری برای توسعۀ صنعت پتروشیمی است.
جمهوری‌اسلامی‌ایران از دیدگاه کرانه‌ای خود، چیرگی به دریای مکران از یک‌سو و پیوند آن با کشورهای «اینترکنتینانتال» یا درون‌قاره‌ای آسیای مرکزی، از سوی دیگر، پیوسته در پیمایش تاریخ مورد نگرش گردشگران بوده و گذرگاهی آرام برای کالای بازرگانی به‌شمار می‌رفته است.
در زمینۀ امنیت و توسعه باید گفت هدف ریشه‌ای و دگرگون‌ناپذیر هر کشور، پایۀ زیستن ملی بوده که این مهم در گروه امنیت ملی است و این موضوع نیز از اندازۀ توانایی حکومت در نگهداری یگانگی ملی و توسعۀ هم‌سنگ منطقه‌ای و سرانجام خشنودی شهروندان اثرپذیر است. از این‌رو یکی از ارزشمندترین سازه‌هایی که امنیت یک کشور را مورد تهدید قرار می‌دهد وجود نابرابری-های فضایی میان مناطق گوناگون جغرافیایی آن کشور است و این نابرابری‌ها به‌ویژه میان مناطق مرکزی و پیرامونی می‌تواند شکاف‌های سیاسی را ژرف‌تر کند و انگیزه‌ای برای نارضایتی ناحیه‌ای شود، از سوی دیگر توسعه و حرکت به ‌سوی آن به نیرومند ساختن بنیان‌های توانایی ملی و در نتیجه امنیت ملی در کشور می‌انجامد و امنیت ملی نیز یکی از بسترهای درخور جهت توسعۀ ملی را فراهم می‌آورد. ایران نیز از این روش جدا نیست. در قانون‌های گوناگون جمهوری‌اسلامی‌ایران اصل برابری و پیوند میان توسعۀ هم‌سنگ و امنیت ملی مورد نگرش قرار گرفته است. در اصل نوزدهم قانون اساسی جمهوری‌اسلامی‌ایران آمده است:
« مردم ایران از هر قوم و قبیله که باشند از حقوق مساوی برخوردارند و رنگ، نژاد و زبان و مانند این‌ها سبب امتیاز نخواهد بود».
در اصل چهل و هشتم قانون اساسی جمهوری‌اسلامی‌ایران آمده است:
« بهره‌برداری از منابع طبیعی و استفاده از درآمدهای ملی در سطح استان‌ها و توزیع فعالیت-های اقتصادی میان استان‌ها و مناطق مختلف کشور باید تبعیض در کار نباشد به طوری که هر منطقه فراخور نیازها و استعداد رشد خود، سرمایه و امکانات لازم در دسترس داشته باشد».
همچنین در سیاست‌های کلی نظام در دورۀ چشم‌انداز (بند14)، تقویت امنیت و اقتدار ملی با تکیه بر رشد اقتصادی، مشارکت سیاسی و تعادل منطقه‌ای مورد نگرش قرار گرفته است. در برنامۀ اول تا چهارم توسعۀ کشور نیز همواره بر برقراری عدالت اجتماعی، تعادل و توازن منطقه‌ای و اصلاح ساختار فضایی توسعۀ کشور تأکید شده است. در مادۀ 75 قانون برنامۀ چهارم، توسعۀ مناطق مرزی با هدف تقویت همگرایی‌های ملی و پیوند مناطق مرزی با اقتصاد ملی و فراملی مورد نگرش قرار گرفته است و در بخش پنجم همان قانون (مادۀ 119) نیز با عنوان تأمین امنیت ملی و به منظور ارتقای امنیت عمومی، دولت را به‌سوی مشارکت همه‌جانبۀ ایرانیان بر پایۀ حق برابر شهروندی در نظام تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری و مدیریت اجرایی کشور و همچنین حفظ و ارتقای منزلت اجتماعی گروه‌های گوناگون مردم و پیشگیری از بحران منزلتی موظف نموده است.
دربارۀ سیاست و توسعه نیز می‌توان گفت که پیوند سیاست و توسعه با اهمیت است زیرا سیاست ساختار دولت را شکل می‌دهد و دولت هم در شکل‌گیری توسعه نقش کلیدی دارد. سیاست‌های موفق توسعه و برنامه‌های عمرانی در سطح کشور و استانی می‌تواند از هویت‌ها به منزلۀ پشتوانه-ای توانمند برای تمامیت ملی بهره‌گیری کند. بایسته است که به منظور فراهم آوردن زمینه‌های اشتغال و درآمد به برنامه‌ریزی و توسعۀ جنوب‌خاور کشور بیش از بیش اقدام و از هویت قومی و مذهبی ایرانی- اسلامی مردم این منطقه، که به هر دو عشق می‌ورزند به جای سازۀ تهدید به‌ عنوان یک فرصت بهره‌برداری گردد.
به نظر می‌رسد که تغییر عملی نگاه دولت از امنیتی – نظامی به توسعه‌ای – امنیتی می‌تواند ضمن تغییر نگاه مردم بومی به دولت مرکزی ، با توسعۀ منطقه‌ای در تحکیم پیوندهای دولت مرکز و مردم منطقه نیز به نسبت بسیاری کارگر باشد.
برخی از توانایی‌های منطقه و دریای مکران عبارتند از: 1) دستیابی سریع، آسان به بازارهای منطقه‌ای از طریق حمل‌ونقل جاده‌ای، ریلی، دریایی و هوایی 2) جایگاه استراتژیک منطقۀ آزاد چابهار جهت دادوستد 3) فرودگاه چابهار و بندر چابهار با اسکله‌های فعال و قابل‌افزایش چهار طرح خط آهن و محور شرق 4) چیرگی این منطقه بر یکی از راهبردی‌ترین گذرگاه‌های آبی جهان 5) هم‌جواری با کشور افغانستان، پاکستان و دریای مکران، 6) منطقه و دریای مکران یکی از پنج منطقۀ استراتژیک جهان 7) توسعۀ صنایع سنتی و صنعتی 8) دسترسی به آب‌های آزاد برای گسترش شیلات 9) دارا بودن گذرگاه‌های بزرگ ترانزیت کالا به اروپا و کشورهای مدیترانه و هندوستان.
برخی از پیشنهاد‌ها عبارتند از: 1) گسترش بهداشت عمومی و مراقبت‌های تخصصی پزشکی 2) ساماندهی مهاجران و پیشگیری از ورود غیرقانونی آنان از مرزهای شرقی 3) تقویت زیرساخت-های اقتصادی و آموزشی 4) گسترش آموزش عالی 5) کمک به توسعۀ کشاورزی و بازرگانی در منطقه 6) بازشناسی ریشه‌های ناامنی در منطقه 7) امنیت و فضای به دور از تنش 8) فراهم کردن بسترهای مشارکت سیاسی و انتخاباتی 9) ایجاد کار و شغل برای بومیان نیازمند.
منابع
1- احمدی‌پور، زهرا و همکاران (1386) توسعه‌یافتگی فضاهای سیاسی- اداری کشور، فصل نامۀ ژئوپولیتیک سال سوم شمارۀ اول.
2- اطاعت، جواد (1390) رابطۀ متقابل امنیت ناحیه‌ای و توسعه‌یافتگی فضاهای سیاسی.
3- افشار سیستانی، ایرج (1371) بلوچستان و تمدن دیرینۀ آن، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.
4-.........................(1375) چابهار و دریای پارس، زاهدان، انتشارات صدیقی.
5-.........................(1376) جغرافیایی تاریخی دریای پارس، تهران، پژوهشگاه فرهنگ و هنر اسلامی.
6-.........................(1389) نام خلیج‌فارس، تهران دفتر مطالعات سیاسی و بین‌المللی وزارت امور خارجه.
7-.........................(1396) کرانه‌های دریای مکران دروازۀ ورود به اقیانوس هند، تهران نیروی دریایی ارتش.
8- امیرابراهیمی(1355) خلیج‌فارس، تهران، پژوهشگاه علوم انسانی.
9- حافظ‌نیا و رومینا (1384) تحلیل ظرفیت‌های ژئوپولیتیک جنوب شرق، مجلۀ ژئوپولیتیک شمارۀ 16.
10- عبیرغلام‌حسین (1384) سیاست، حاکمیت و توسعه، تهران، مجلۀ بانک و اقتصاد، شمارۀ 58.
11- ملازهی پیرمحمد (1380) تحولات سیاسی ایدئولوژیک در بلوچستان، فصل‌نامۀ مطالعات ملی شمارۀ 8.
12- سایکس سرپرسی (1363) تاریخ ایران، جلد اول، ترجمۀ سید محمدتفتی فخردایی گیلان.
نظرات کاربران
نظر شما ؟
نام
 
آدرس صندوق الکترونیکی
   
نظرات کاربران