Alternate Text
اینجا محل تبلیغ شماست
مقالات مرتبط
۱۳۹۸/۱۰/۰۵    ۱۱:۰ کد خبر:981005078941
ماهى خانه
پرورش آبزیان در دوران کهن

ماهى خانه

از دیدگاه اساطیری، نخستین کسى که به پرورش ماهى در “میانگاه خاک” به بیان امروزى کشــت آبورزى (Aquaculture )روى آورد، جمشــید پیشــدادى بود. وى نخست با “پرداختن آبى میان خاک” استخرى ساخته و سپس در “آب پاک” به پرورش ماهى پرداخــت.

پیام دریا شماره 176 دی 87 سال هفدهم      

مهندس جعفر سپهرى

بپرداخت آبى میانگاه خاک       بپرورد ماهى در آن آب پاک
ز جمشید مانده چنین یادگار        اگرچه سرآمد بسى روزگار
هنرور شده خاک ایران زمین        بشد زان سپس سوى ماچین و چین
آنگاه این دانش از خاک پــاک ایران زمین به دیگر ســرزمین هاى گیتى از جمله چین راه پیدا نمود. بىتردید ایرانیان از دیرباز با پرورش ماهیان آشــنا بودند زیرا نماد زندگى در مهمترین رخداد ســال، یعنى سفره هفت سین را ماهى زنده برگزیده بودند. این ژرفاندیشــى نیاکان هوشــمندما بدون دلیل نبوده اســت. در هــر نقطه از این خــاک هنرپرور گهرزا، از دل کویر بىمنتها تا فراخناى کوهســتان ســر بر آسمان سائیده، تحرک و پویایى باید وجود داشته باشدتا بتواند سفره آراى نوروزهمگان باشد. باغ ایرانى، به ویژه به شــکل مســتطیل طلایى، همواره در جهان معروف بوده و کیســت که نداند عضــو جدایى ناپذیر باغ ایرانى اســتخر میانى آن اســت که به اشــکال گوناگون هندســى و قرینه ساخته مىشده است. از دیــدگاه تاریخــى در دوران هخامنشــیان زیستگاه هاى محیطى و حفظ محیطزیست بسیار مورد توجــه بوده اســت. در آن دوران مناطقى را به عنوان پردیس برگزیــده و به پرورش جانوران شــکارى مى پرداختند. در مناطقى کــه دریاچه و برکه طبیعى وجود نداشــت، با توجــه به فناورى پیشــرفته قنــات، آبگاه ســاخته و در آن ماهى مىپروراندنــد. ایرانیــان محل پــرورش ماهى را ماهىخانــه مى نامیدند. این نام هنوز هم در ایران خــاورى کاربرد دارد بــه طوری کــه اکواریوم را ماهىخانه مى نامنــد. امروزه کمتر رودخانه داخلى ایران و حتى کاریز و قناتى را مىتوان یافت که از آبزیان تهى باشد. چگونه است که این جانور حتى در دل گســترده کویر خودنمایــى مىکند. پیکره انســانماهى در پاسارگاد که برخى دانشمندان آن را با اوانس ایلامى یکى پنداشــتهاندو برخى دیگر نمادى از فرمانروایى ایرانى بر هفتدریا مى دانند، خود گواه روشنى بر آشنایى ساکنان داخلى فلات ایران، با این آبزى سودمند است. در برخى داســتان ها که درباره اندیشــمند وارسته ایرانى، ِ حسین ِ منصورفارسى معروف به حلاج گفته شده، به استخر بزرگى اشاره شده که وى در آنجا ماهیان خوراکى نگهداری میکرده بدیهى اســت که بــراى نگهدارى ماهیان، نیــاز به پرورش آنها نیــز وجود دارد زیرا دانش آن روزگار اجازه نمىداد تا پیوســته ماهیان تازه و زنده به این استخر وارد شود. ابن حوقل، جهانگرد معروف و جغرافیدان مسلمان که در سده چهارم هجرى از ایران بازدید کرده، در کتاب خود “صورهالارض”، در بخش دریاچههاى فــارس نکتهاى جالب و مهم درباره پرورش ماهى در دریاچه دشت ارژن آورده است؛ “دریاچه دشت ارژن از ولایت شاپور و طول آن 10 فرسخ و آبش شیرین است و گاهى خشک مى شود! چنانکه آب اندکــى از آن مىمانــدو گاهى پر مىشــود و 10 فرســخ را در بــر مىگیرد و در پیرامــون آن قرا و عمارت اســت... و ماهى شهر شیراز از آنجا تأمین مىشود... و ... عوام مى گویند ماهى را جمشید در آن رها کرد”. قدر مســلم آنکه دریاچه خشــک شــده نمىتواند ماهى مصرفى یک شــهر را تامین نماید. پس باید ساختارى منظم براى پرورش ماهیان و رهاسازى آنان در کار باشــد تا خوراک یک شــهر را تامین نماید. ابن حوقل در کتابش همچنین عوام را مردم کشاورز و پیشه ور و دستورز روزگار معرفی کرده کــه نگاه دارندگان فرهنگ و تمدن ایرانى بودهاند و آداب و رســوم و فرهنگ شــفاهى ایران را تا به امروز زنده نگاه داشــته اند. چنانکه در جایى دیگر درباره شهر استخر و تخت جمشید می گوید: “... و در آنجا مســجدى به نام مسجد سلیمان است... و مشهد مادر سلیمان (پاسارگاد) در نزدیکى آن... و عوام ایران که به تحقیق مطلب نمى پردازند چنین مى پندارند که جم (جمشید) پیشدادى که پیش از ضحاک بوده همان سلیمان است”. اینکه ما اینک نوشــتارى دربــاره پروش ماهى در ایــران نداریم، نه از نبود آنها، بلکه دســت یغماگر روزگار کژمدار، یورشهاى خانمانســوز دشــمنان ز دانش تهــى، کتابســوزان فرمانروایان نابخرد خــودى و بیگانــه، غــارت متون کهن ما توســط اغیار قدرناشناس و از همه مهمتر تکیه بر حافظه شــفاهى است کهما را از این منابع محروم ساخته است. باشد که پژوهشــگران ایرانى با کاووش در مکانهاى باســتانى همچون شــهر ســوخته، تپه سیلک و ... به شواهدى در این باره دست یابند. از دیدگاه منابع موجود کنونى، کهنترین نوشــتار کــه در زمینه پرورش ماهی وجود دارد، به ســال 475 پیش از میلاد (1096 سال پیش از هجرت)، همزمان با اوج تمدن ایران در دوران هخامنشــى بر میگردد که توسط شخصى به نام فنلى نوشته شده است. برپایه این نوشتار، فنلى از راه پرورش ماهى به ثروت فراوانى دست یافت. فنلی در نوشتار خود چنین نگاشته است: فرمانروا وی (Wei)که حکمرواى ســرزمین چی (Chi) بود زمانی که فهمید که چوکونگ (kung Chu ( در حال بازدید از سرزمینهای مجاور منطقه لاوو (Lau )استاو را فراخواندو از وی پرسیدکه: “من شنیدهامکه شماهر زمان کهاز کشور نوینى دیدن میکنیــد خود را به نام تازهای معرفی مینمایید و در سرزمین یوچ (Yuch )خود را فنلی (li Fan ) نامیدهاید . آیا این داستان درست است”؟ چوکونــگ به فرمانروا پاســخ داد: “آرى، درســت است”. ســپس فرمانروا پرســش خود را ادامهداد و گفت: “شــما در خانه بســیار مجللی زندگــی میکنید و برای خود ثروت فراوانی اندوختهاید. شــگرد شما در بازرگانی چیست؟” چوکونگ به فرمانروا چنین پاسخ داد که “پنج راه و روش بــرای بهبود وضع زندگــی وجود دارد، از آن میان بهترین آنها کشــت آبی اســت که البته آن پرورش ماهی اســت. برای این کار شــما باید اســتخری به گستردگى شــش مو (Mu ،هر مو برابر با 8500 متر مربع بوده است) ساخته و در آن استخر 9 جزیرک ایجاد کنید. سپس مقدار فراوانی گیاهان آبــزی را به طوری که به دور هم پیچیده شده باشند به اســتخرها اضافه نمایید. پس از آن بایــد 20 قطعه ماهی کپور ماده بالغ رســیده را با طولی در حدود ســه چی (Chih) ،(هر چی برابر 3581/0 متــر) و چهار قطعه ماهی کپور نر که آنها هم ســه چی طول داشته باشــند دستچین نموده و آنهــا را در آغازین روزهاى دومین ماه ســال در استخرهایی که ســاختهاید رها کنید. به این نکته مهم توجه کنیــد که آرامش آب اســتخر همواره حفظ شود، آنگاه ماهیها تخمریزی خواهند نمود. در طول ماه چهارم یک لاکپشت به استخر وارد نماییــد. در ماه ششــم، دو لاکپشــت و در طول ماه هشتم، سه لاکپشــت به استخر داخل کنید. لاکپشــتها نگهبانهای آســمانی هستند و در برابر یورش جانوران و پرندگان شکارچی از استخر نگهبانی میکنند. زمانی که ماهیها در پیرامون 9 جزیره گفته شده شنا میکنند، از آنجایى کهمتوجه محدود بودن استخر محل پرورش خود نمیشوند، احساس میکنندکهدرهمان محیطزیست طبیعی خود به سر میبرند. در دومین ماه از ســال بعد، شما میتوانید 15000 ماهی کپور با طول یک چی، 45 هزار ماهى کپور با طول 2 چی و 10 هزار ماهى کپور با طول ســه چی برداشت کنید. کل برداشت شما یک میلیون و 250 هزار سکه مس به همراه خواهد داشت. در ســال آتی 100 هزار ماهــی کپور با طول یک چــی، 50 هــزار ماهى کپور با طــول دو چی، 50 هــزار ماهــى کپور با طول ســه چــی و 40 هزار کپور با طول چهار چی در اســتخر پرورشــی خود خواهید داشــت. دو هزار ماهی کپــور با طول دو چــی را به عنوان ماهیان مولد نگاهداشــته و بقیه ماهیهــا را روانه بازار کنیــد. در این زمان در آمد شــما 515 هزار ســکه خواهد شد. پس از گذشت یکســال دیگر؛ افزایش درآمد شما از حساب خارج خواهد بود. با مشــاوره چوکونــگ، ولیعهد وی اســتخری را بــه منظور پرورش ماهی در باغ خود ســاخت. در نخستین سال، درآمد فرمانروا از راه پرورش ماهی به بیش از 300 هزار ســکه رســید. دلیل پرورش ماهی کپور به جای گونههاى دیگر این اســت که ماهی کپور عادت به همنوع خواری (کانیبالیســم) ندارد. آهنگ رشــد آن سریع بوده و پرورش آن با هزینه کمی امکانپذیر است. اما، پرســش اینجاســت که فنلى این دانش را از کجا آموخته بود؟ چنین اطلاعات دقیقى نمىتواند بدون تجربه بسیار حاصل شده باشد. نکته مهــم دیگر اینســت که چینیان هــم مانند فرانسویان و اعراب به طور معمول نامها و واژگان بیگانه را براى ســادگى در تلفــظ تحریف کرده و تغییرات بســیارى در آن وارد مىساختند. دخل و تصــرف آنهــا در این واژگان بهانــدازهاى بود که تشــخیص نامهاى اصلى بىنهایت دشوار مىشده اســت. در دوران اشــکانیان که روابط گستردهاى میان ایران و چین وجود داشــته و راهبان بودایى ایرانى براى تبلیغ این دین به چین مىرفتند منابع چینى نامهاى بســیارى از ایشان را ثبت نمودهاند. یکى از این منابع رســاله دوســتى ایــران و چین اســت که در ســده دوم پیش از میلاد به نگارش در آمده اســت. در این رســاله و دیگر منابع چینى که در دوران اشکانى و ساسانى به نگارش درآمده نامهاىایرانى زیادىبه چشم مىخورند. آنها اشک را انهوان، تیرداد را تانووتى، اردوان را انفاچین و اردشیر را انفاهىین، فیروز را موئونکیو، کیقباد را کوواتا، انوشــیروان را نائوســاوان و فرمانرواى ایران را شــایویو (شاه، شــاهپور) و کشور ایران را در زمان اشــکانیان آنسى (اشــکانى) و در زمان ساسانیان پوســى (پارسى) نامیدهاند. همچنین انار را در چین میوه ایرانى، شــترمرغ را که در گذشته به فراوانى در دشت هاى ایران یافت مىشد، پرنده ایرانى و اســفناج را ســبزى پارســى (پوهتساى) نامیده انــد. انگور، یونجه و پــولاد که به آن آهن ایرانى مىگفتند نیز از طریق راه ابریشــم از ایران به چین رسیده است. فراموش نمیکنیم که جمشید در کنار دریای چین کشته شد. آیا نام فنلی میتواند معادل چینی شده یک نام ایرانی باشد؟ حــالا اگر دوبــاره هنــگام تحویل ســال با دقت بیشــترى به ماهى کوچک ســر سفره هفتسین، نگاه کنیم متوجهمیشــویم نیاکان ژرفاندیش ما چرا آن را برگزیده بودند؟

 

نظرات کاربران
نظر شما ؟
نام
 
آدرس صندوق الکترونیکی
   
نظرات کاربران