Alternate Text
اینجا محل تبلیغ شماست
مقالات مرتبط
۱۳۹۸/۰۳/۲۶    ۱۶:۶ کد خبر:980326078915
راه دریایی ابریشم
دریانوردی ایران در دوران اشکانیان؛

راه دریایی ابریشم

یعقوبی تاریخنگار ایرانی از راه دریایی ابریشم در زمان اشکانیان نام میبرد و میگوید: « ... برای وصول به چین از طریق آبی باید از هفت دریا گذشت که اول آن دریای فارس است که باید از سیراف1 در کشتی نشست و آخر آن دریای صنجی یا کنجلی است که این دریا را با باد جنوب سیر می کنند تا به دریای خوشگواری که مرزبانیها و اول معموره آنجاست برسند و از آنجا به شهر خانفو (کانتون) درآیند. ...
کسی که بخواهد از راه خشکی به چین رود در امتداد نهر بلخ (رود جیحون) از اراضی سغد، فرغانه، چاچ و تبت میگذرد تا به چین رسد. هندیان دنیا را به هفت اقلیم تقسیم کردهاند که اقلیم هفتم آن چین است که حد آن از طرف باختر2 ( = شمال) یاجوج و ماجوج ( = مغول و تاتار) و از طرف خاور دریا و از طرف هند زمین کشمیر و از طرف خراسان زمین بلخ است...».
آیچینگ جهانگرد چینی در سفرنامه خود نوشته است: «... به شهر کوانگتونگ آمده و آنجا روز ملاقات خود را با ناخدای یک کشتی پارسی برای سفر تعیین کردم .... و در آن شهر همه پارسی بلد بودند ... و سرانجام از کرانه کوانگچو (کانتون) به کشتی درآمده و سپس از آنجا به سوماترا رفتم. .... کبوترهای زیادی در کشتیهای ایرانیان نگهداری میشوند. این کبوترهای قاصد میتوانند چند هزار لی3 پرواز کنند. و اگر رها بشوند با یک پرواز مستقیم به موطن خود رفته به این ترتیب خبر سلامت کشتی را میرسانند ..». در زمان مهرداد دوم، که روابط بازرگانی با چین گسترش چشمگیری یافت، چانگکین سفیر چین با اعجاب و تحسین خاطرنشان میکند که بازرگانان ایرانی با کشتیهای گوناگون و بدون ترس و واهمه، به سرزمینهایی که هزاران لی فاصله دارد، برای تجارت سفر میکنند. در همین زمان بازرگانی با هند هم از طریق سیستان و کرمان و فارس و هم از طریق راههای دریایی صورت میگرفت. از آنجایی که بیشترین کالای کاروانهای این راه ادویه به ویژه فلفل بود، به جاده ادویه و راه دریایی ادویه معروف گشت.4
در اسناد چینی آمده است که (در سال 97 میلادی) «... سردار پانچائو فرستاده خود، کانیینگ را به تاتسین فرستاد و او به تیائوچیه بر گردنه دریای بزرگ (خلیجفارس) رسید. دریانوردان ایرانی در بندر خاراکس به کانیینگ گفتند که دریا پهناور و بزرگ است، با باد همراه میتوان از آن در سه ماه گذر کرد ولی اگر باد آرام باشد شاید دو سال طول بکشد. از این رو آنها که به دریا میروند توشه سه سال با خود به کشتی میبرند. در دریا چیزی است که مردم را به یاد میهن و خانه خود میاندازد و به این سان چند تن جان خود را از دست دادند. چون کانیینگ این سخن شنید باز ایستاد...». در این زمان سالنامههای چینی از یک بازرگان ایرانی به نام تسینلون نام میبرند که از راه دریایی هندوچین به کشور چین رفته است.5
مقدسی در کتاب احسنالتقاسیمفیمعرفهالاقالیم بنیان بندرهای عدن و جده را به اشکانیان (اشغانیان6) نسبت داده و مینویسد: « ... دو بندر عمده جهان عدن و سحار است، بیشتر مردم عدن و جده پارسیان هستند ... در سحار یکدیگر را به فارسی صدا میکنند و به فارسی سخن میگویند، سحار پایتخت عمان است ... و آن دهلیز چین و خزانه شرق و عراق است و بیشتر مردم آن پارسیان هستند .... جده شهری است بر دریا و مردم آن بازرگان هستند، چون جده خزانه مکه و بارانداز یمن و مصر است، بیشتر مردم آن پارسیان هستند و آنها را در آنجا کاخهای شگرف است، آنها که به هجر و آبادان سفر میکنند باید از دریای فارس و کرمان و تیسمکران بگذرند، و بیشتر کشتیسازان و دریانوردان آن پارسیان هستند ....». در سراسر راههای دریایی خشابها (چراغهای دریایی) روشنیافروز دریانوردان و دریاپویان بودند.7
در چین و در زمان دودمان "هان"، ایران نفوذ بسیاری داشته که از زمان اشکانیان آغاز شده بود. از آن جمله تجهیزاتی که از ایران میبردند، زرهسواره نظام بوده که سواران چینی بهکار میبردند و نیز تیر و کمان و زوبین و شمشیر و خنجر و ساز و برگ اسب از مهمترین واردات ایرانی در بنادر چین بود .... و از همه مهمتر اینکه سوارهنظام چین روش جنگآزمایی خود را از سواران اشکانی (پارتیزانها) آموخته بودند.8
نکته پایانی اینکه اردشیر بابکان بنیانگزار دودمان"ساسانی"، 18 شهر ایجاد یا تجدید ساختار کرد که 11 شهر از آنها بندر بودند. در همین زمان در جزیره تایوان (فرمز) هزاران نفر ایرانی زندگی میکردند. اینک فصل نوینی در تاریخ دریانوردی ایرانیان آغاز میشد.9



پینوشت:
1- یاقوت حموی: « ... سیراف را کیکاوس بنا کرده است. چون کیکاوس خواست به آسمان رود و تا آنجا صعود کرد که از دیدهها غایب شد، خدا باد را مأمور پایین انداختن او کرد و کیکاوس در سیراف فرود آمد و آب و شیر در خواست کرد. از این رو این محل به شیرآب موسوم شد و تجار آن را شیلاو مینامند و من در آنجا عمارت زیاد دیدم ...».
2- باختر از واژه پارسی اپاختر به معنی ستاره شوم یا ستاره قطبی گرفته شده و در ایران کهن به معنای شمال به کار میرفته است. این واژه اینک به معنای جهت مغرب به کار میرود. فریدون جنیدی. زروان زمان بیکرانه.
3- واحد مسافت در چین باستان Li.
4- خطوط کشتیرانی از چین تا زنگبار. ماهنامه پیام دریا، شماره 162، ص 122. مرداد و شهریور 1386.
5- دوران رونق دریانوردی. ماهنامه پیام دریا. شماره 164، ص 108. آبان 1386.
6- گروهی از تاریخنگاران دوران کهن، اشکانیان و اشغانیان را دو دودمان جدا و متوالی پنداشتهاند. « ... سیوم اشکانیان دوازده کس، صدو شصت و پنج سال. چهارم اشغانیان هشت مرد، صدو پنجاه وسه سال. اکثر هر دو فرقه را یکی دانستهاند. بیست و دو نفر مینویسند و مدت ملک را سیصد و هجده سال. ایشان ملوکالطوایفند که پس از اسکندر تا خروج اردشیر بن بابکان ، شهنشاهی در میان نبوده است. اشکانیان از اولاد اشک بن دارایند و اشغانیان از احفاد فری برز بن کیکاوس بن کی فرزین [بن] کیقباد....» تاریخ مازندران. شیخ علی گیلانی.
7- چراغی بر فراز دریاها. ماهنامه پیامدریا، شماره 135، ص 60. اسفند 1383.
8- سعید نفیسی، تاریخ تمدن ایران ساسانی.
9- پژوهشهای دریایی در دانشگاه جندیشاپور، ماهنامه پیامدریا، شماره 171، ص 66 و 80، تیر 1387.
 
نقل از ماهنامه شماره 221 - خرداد 1392 
نظرات کاربران
نظر شما ؟
نام
 
آدرس صندوق الکترونیکی
   
نظرات کاربران